السيد الطباطبائي

29

مجموعه رسائل ( فارسى )

با برخى دانش‌هاى نظرى عقل خود را مأنوس ساخته كاملًا اختلاف سليقه و تفاوت بينش داشته‌اند . به نمونه‌اى اشاره مىشود : فقيه متبحر ، صاحب جواهر در مسئله رضاع و تحليل فروع آن ، در پايه مسئله سوم با انتقاد تندى با ميرداماد ، آن دانشمند پرآوازه و پر آثار در افتاده و چنين مىنويسد : « هر كس رسالهء داماد را ملاحظه كند به تعجب دچار مىشود و به توهّم و اشتباه علما پى مىبرد و هم‌چنين به نادرستى مطالب رسالهء جدم مرحوم مبرور آخوند ملا ابى الحسن شريف ، وقوف پيدا مىكند ، هر چند كه ميان آن دو رساله فاصلهء بسيارى وجود دارد ، زيرا اگر فقيهى سخنى گفتنى داشته باشد ، همان چيزى است كه مرحوم جدم فرموده است نه آنچه سيد در رساله‌اش قلمى كرده ، چون آن چيزى است كه برازنده نيست از كوچك‌ترين طلبه شنيده شود تا چه رسد از عالمان و فقيهان ! » « 1 » به نظر مىرسد ، راز اختلاف سليقه و بينش اين دو عالم بزرگ ، در تمحض و ذوفن واحد بودن صاحب جواهر ، و ذوفنون بودن ميرداماد و تأثر او از مشرب فلسفه است . زيرا از قول بزرگى نقل كرده‌اند كه گفت : « غَلَبتُ كلَ ذي فُنونٍ وَ غَلَبَني ذُوفَنّ واحِد ؛ غلبه يافتم بر هر كه ذوفنون و عالم چند رشته است ، ليكن متخصص فن واحد و رشتهء خاص بر من چيره گشت . » چه ايراد داشت كه صاحب جواهر كه مطالب ميرداماد را نپسنديده تنها با دليل و ذكر برهان به رد و نقض سخنان او مىپرداخت و يا حداقل مىگفت اين مطالب بعد فقاهتى ندارد و يا اصلًا به آن‌ها تعرض نمىكرد و كريمانه از كنار آن‌ها مىگذشت و آن تعبير تند و تيز را به كار نمىبرد .

--> ( 1 ) . محمد حسن نجفى ، جواهر الكلام ، ج 29 ، ص 323 . .